این مطلب توسط محمدعلی عبدالصمدی، دانشجوی کارشناسی معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد هریس در پاسخ به ضیافت یازدهم نوشته شده است.
«برای نیل به مقام شامخ هنرپیشگی، باید مانند کودکان که به بازی خود ایمان دارند، به هنر خویش مومن بود.» (استانسیلاوسکی)
موضوعی که در اخلاق معماری وجزئی از مباحث مهم کار حرفه ای معماران است بحث نظارت می باشد که می خواهم بدون هیچ مقدمه ای وارد بحث حرفه ای و اخلاقی این موضوع شوم.
نظارت به معنای ایجاد تمهیدات مناسب برای انطباق عملیات تعریف شده با برنامه است. به عبارت دیگر تطبیق نتایج حاصل از اجرای یک برنامه با اهداف و امکانات تعریف شده برای برنامه را برای شناخت نقاط قوت و ضعف یک برنامه را می توان نظارت نام نهاد. چنین فرایندی باعث بهبود روش های به کار گرفته می شود.
اهمیت نظارت هم از دیدگاه حرفه ای و هم از دیدگاه اخلاقی به قدری زیاد است که به عنوان یکی از سه رکن هر یک از طرح های عمران تعریف می شود:
1- برنامه (کوتاه مدت،میان مدت،بلندمدت)
2- بودجه (امکانات با زمان و نیازهای سازمان)(چگونگی تخصیص منابع و امکانات به گزینه های مختلف)
3- نظارت(کنترل و ارزشیابی به طرح)
برنامه: در ابتدای برنامه ریزی ،تصور بر اینکه با نوشتن یک برنامه ی کلی می توان تا مراحل پایانی کار به اصول آن مقید بود، اما نتایج حاصل از اجرای بسیاری از برنامه ها نشان داد که آنچه که اتفاق افتاده متفاوت از تمهیدات اندیشیده شده در زمان برنامه ریزی بوده است. به همین خاطر بسیاری از اعتقادات بر این بود که چنین شکل برنامه ریزی از بی برنامگی نیز بدتر است. در نتیجه ی چنین روندی بود که تقسیم برنامه ها به دوره های مختلف در دستور کار قرار گرفت. به طور کلی هم اکنون در بیشتر پروژه های عمرانی بناها را به سه بخش برنامه های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت طبقه بندی کرده و پایبندی به اصول و معیار های آن را جزئی از راه رسیدن به هدف تلقی می کنند.
هم اکنون برنامه هایی که تحت عنوان برنامه های کوتاه مدت نامیده می شوند، (بخصوص برنامه ریزی های ملی، منطقه ای و شهری) برنامه هایی هستند که دوره ی زمانی 1_3 سال را در بر می گیرند. از آنجایی که چنین برنامه هایی با واقعیت های موجود انطباق بیشتری دارند، بایستی در تدوین و اجرای این برنامه ها از نظر مطالعاتی و اجرا دقت لازم را به خرج داد. بسیاری را اعتقاد بر این است که راه تحقق برنامه های بلند مدت از طریق نظارت بر چگونگی تدوین و اجرای برنامه های کوتاه مدت است.علاوه از آن برنامه هایی که برای یک دوره ی زمانی 3_7 ساله تهیه می شوند را برنامه های میان مدت می نامند. بعضی اوقات زمان اجرای این برنامه ها به ده سال نیز افزایش پیدا می کند و در نهایت برنامه هایی که برای یک فاصله ی زمانی 10_20 ساله تدوین و اجرا می شوند را برنامه های بلند مدت می خوانند. در هر شرایطی تامل در چگونگی جمع آوری اطلاعات برای تدوین این برنامه ها از مهمترین عواملی است که امکان رسیدن به هدف برنامه را تامین می کند و لحاظ واقعیت ها بدون تردید از به هدر رفتن منابع و امکانات (مالی و انسانی) جلوگیری خواهد کرد.
بودجه: منابع و امکانات سازمان را به صورت مناسب به اهداف از پیش تعیین شده اختصاص می دهیم،چنین فرایندی موجب جلوگیری از به هدر رفتن امکانات شده و اتمام پروژه در زمان مشخص شده را ممکن می سازد.
نظارت:کنترل اقدامات صورت گرفته در جهت رسیدن به هدف پروژه خود نظارت به سه قسمت مشخص تقسیم می شود :
1) نظارت قبل از اجرا: امکانات سازمان را با اهداف سازمان تطبیق داده و نقاط ضعف و قدرت آن را شناسایی و امکان اجرا و یا عدم اجرای آن را اعلام می کنید.
2) نظارت در زمان اجرا: مراحل پیشرفت کار را با توجه به اهدافی که از قبل با توجه به مجموعه ی منابع و امکانات مشخص کرده اید را مقایسه نموده و در صورت نیاز اقدامات اصلاحی را انجام می دهید.
3) نظارت بعد از اجرا: موجب بررسی نتایج حاصل از اجرای طرح ها و برنامه ها بوده و در نتیجه ی چنین فرایندی علاوه از شناسایی تنگناها و محدودیت های یک پروژه به نگرش های نوینی دست پیدا می کنیم که می تواند در تعریف و اجرای پروژه های بعدی به معمار و یا سازمان مجری کمک کند.
ارزشیابی: بررسی و آزمایش طرح ،برنامه و یا فرایند برنامه ریزی با توجه به معیار ها ،ارزش ها و اهداف از قبل تعیین شده.به عبارت دیگر مطالعه ی پیشرفت یک برنامه و مقایسه ی آن با محتویات اهداف قبلی و همچنین بررسی تاثیرات آن بر جامعه را می توان ارزشیابی نام نهاد که پایبند بودن به چنین اصولی علاوه از تاکید بر دیدگاه علمی موجب ارائه ی دیدگاهی از نوع حرفه ای برای معمار نیز محسوب می شود.
ارزشیابی عبارت است از تجزیه و تحلیل شماری از طرح ها و برنامه ها با توجه به یک سری اصول و چارچوبی منطقی که از این طریق قابلیت،شایستگی(نقاط ضعف و قوت برنامه) مشخص شده و ما را در رسیدن به اهداف از قبل تعیین شده یاری می نماید.اصل مهمی که در فرایند ارزشیابی بر روی آن تاکید می شود بررسی سود و زیان ناشی از اجرای یک برنامه است که با توجه به این بررسی احتمال اینکه پروژه ای علی رغم پیشنهاد آن اجرا نشود بسیار زیاد است.
جایگاه ارزشیابی در فرایند برنامه ریزی:
1- دستیابی به روندی معقول و منطقی و ارائه ی راه حل های مختلف جهت رسیدن به هدف های برنامه ریزی که اخلاق هر حرفه ای ایجاد می کند که به آن اهداف برسیم.
2- تاکید بر انتخاب طرح بهینه از بین گزینه های مختلف پیشنهادی.
3- اتخاذ تدابیر لازم برای انعطاف پذیری برنامه ها با توجه به تغییرات مداوم اقتصادی -اجتماعی و سیاسی و نهایتا تخصیص بهینه ی منابع به گزینه های مختلف و اتخاذ تدابیر لازم جهت تطبیق آن ها در صورت بروز هر گونه تغییر در ساختار سازمان ،پایبند بودن به مجموعه ی چنین اصولی علاوه از بعد اخلاقی حاوی نکات بسیار زیاد علمی نیز می باشد که می تواند موجب نگرش های جدید برای طراحی و برنامه ریزی گردد.
اهمیت ارزشیابی در معماری از دیدگاه اخلاقی و حرفه ای:
1- آگاهی دادن و روشن ساختن برنامه و طرح
2- مسئولیت محاسباتی (از طریق ارزشیابی امکان تخصیص بهینه منابع و امکانات به بخش های مختلف یک طرح ممکن شده و از اتلاف منابع و امکانات جلوگیری می نماید)
3- بررسی چگونگی پیشرفت برنامه یا طرح (منظور از بررسی چگونگی پیشرفت برنامه تطبیق نتایج به دست آمده از طرح مورد نظر با آنچه که در زمان تهیه ی طرح به عنوان هدف برنامه تعریف شده بود ،می باشد. چنین فرایندی موجب می شود که در صورت وجود تفاوت های اساسی در این زمینه نسبت به برطرف کردن آن از طریق اختصاصی منابع لازم اقدام نمائیم)
4- تهیه و گسترش طرح یا برنامه (با تکیه بر نتایج حاصل از ارزشیابی می توان در صورت موفقیت آمیز بودن طرح قبلی نسبت به تهیه ی طرح هایی در همان چارچوب اما با توجه به شرایط محلی هر طرح اقدام نمود)
با علم به اینکه ارزشیابی هر طرحی می تواند در روند تهیه و اجرای پروژه ها موثر واقع باشند،مواردی که تحت عنوان عوامل سوء استفاده از ارزشیابی تلقی می شوند را به این شکل می توانیم طبقه بندی کنیم:
1- تلاش برای مطلوب نشان دادن بخش هایی از یک پروژه یا طرح به صورتی که این بخش از پروژه از دید عموم کارآمد نشان می دهد.(ارزشیابی در این شکل محدود به بخش هایی از پروژه می گردد که موفق می نماید)
2- تلاش برای پوشاندن خطاها (سستی ها) طرح، بدین صورت که ارزیابی به صورت واقعی نباشد و بر دور کردن توجه از خطاها وسستی ها کوشیده شود.
3- کوشش برای از بین بردن یک برنامه و بی توجهی به ارزش آن برای اینکه بتوان آن برنامه را رد کرد. (اغلب زمانی که تفاوت دیدگاه بین مدیریت های مختلف موثر در طرح است شاهد چنین شرایطی هستیم)
4- کوشش برای استفاده از ارزشیابی به عنوان نشانه ای از واقعی بودن و علمی بودن طرح انجام شده تا از دید مردم خوب به نظر برسد و نشانه ای از یک پایگاه حرفه ای باشد.
5- کوشش برای به تاخیر انداختن در کارهای مورد نیاز برای ارزشیابی و تظاهر به جستجو در باره ی حقایق و طرح این موضوع که ارزشیابی وقت گیر است و باید اطلاعات لازم در این زمینه بطور کامل گردآوری شود.
6- کوشش برای پنهان کردن سستی ها با توجه دادن به جنبه هایی که کمتر به موضوع مربوط بوده اما قابل دفاع هستند.
در صورتی که معمار به عنوان ارزشیاب پروژه فعالیت نماید از نظر اخلاقی رعایت چه اصولی الزامی است؟
1- پروژه ی انتخاب شده تا چه اندازه با ویژگی های جامعه مشخص شده همخوانی دارد و کیفیت پروژه چگونه است؟
2- به دنبال اجرای این پروژه به چه نتایجی خواهیم رسید؟ (آینده نگری و پیش بینی)
3- آیا پروژه بر اساس زمان منابع از پیش تعیین شده پیشرفت لازم را داشته است یا خیر؟ (به عبارت دیگر آیا مسائل و محدودیت های مربوط به نیروی انسانی ،زمانی ،زمانبندی پروژه به دقت صورت گرفته است یا خیر؟)
4- آیا برای بدست آوردن نتایج مطلوب نیازمند تغییر اهداف ویژه ی پروژه هستیم؟
لزوم اجتناب از توجیهات زیر در ارزشیابی پروژه ها :
1- اثرات برنامه بلند مدت است،بنابراین پیامدهای ناشی از آن نمی تواند در آینده ی کوتاه مدت اندازه گیری شود.
2- اثرات بیشتر کلی هستند تا ویژه،بنابراین معماری برای ارزشیابی به علت پیچیدگی های خاص آن وجود ندارد.
3- نتایج ناشی از اجرای پروژه ی بسیار ظریف و کوچک می باشند بنابراین ابزار های مورد نیاز برای اندازه گیری نتایج ناشی از آن وجود ندارد.
4- اثرات ناشی از اجرا اغلب مستقیم و آشکار نیستند، بنابراین نمی توان تغییرات به وقوع پوسته را ملاحظه کرد.
در نتیجه ی ارزشیابی پروژه های مورد بحث امکان تشخیص میزان موفقیت و شکست یک برنامه و همچنین رابطه ی بین عدد های از قبل تعیین شده و نتایج بدست آمده مشخص می شود که برای رسیدن به این مهم، بایستی از یک سری شاخص های معین برای تعیین موفقیت و یا شکست برنامه تبعیت کنیم .
معماری را نمی توان پشت و رو کرد و به دیوار آویخت یا در گوشه انباری از نظر نهان ساخت یا پشت در های بسته ی تالار های خالی مخفی کرد .حضور معماری در جامعه ناگزیر است و شهروندان بهای این حضور را می پردازند. پس، بسیار بجاست اگر نسبت به کیفیت آن حساسیت چنان باشد که نتوان به یک طرح واحد بسنده کرد و ...
- این مطلب بر مبنای سخنرانی دکتر علیرضا سلطانی در جلسات اخلاق معماری در دانشگاه آزاد اسلامی واحد هریس می باشد.
برای مطالعه ی بیشتر مراجعه کنید:
- سلطانی، علیرضا (1388)، اخلاق در معماری، جزوه ی درسی گروه معماری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد هریس.